عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
30
كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )
شاخههاى خود او را فروگرفت و آدم پنداشت درباره عقوبت او شتاب شده است ، سر فرو افكند و همى « العفو العفو » مىگفت ، حق عز و جل فرمود : اى آدم ! آيا از من مىگريزى ؟ عرضه داشت نه اى سرور من كه از آزرم توست . خداى عز و جل به دو فرشته وحى فرمود كه آدم و حوا را از جوار من بيرون كنيد كه آن دو از فرمان من سرپيچى كردهاند ، جبريل ( ع ) تاج از سر او برداشت و ميكائيل دستار از جبين آدم برگرفت . و چون آدم از ملكوت قدس به خانه گرسنگى و درماندگى فرود آمد صد سال سر بر زانوى غم نهاد و بر خطاى خويش چندان گريست كه از اشكهاى او درخت و گياه بر زمين روييد ، و اشك او بر گودالها و كرانهها روان گرديد . عبد المنعم بن ادريس از پدر خويش ، از وهب بن منبّه « 2 » روايت مىكند كه آدم ( ع ) هفت روز در خشم و دلتنگى درنگ كرد ، به روز هفتم در همان حال كه سرافكنده و اندوهگين و فروبرنده خشم خود بود ، خداى متعال به او وحى فرمود : كه اى آدم اين درماندگى كه در تو مىبينم چيست و اين بلا كه سختى و بدبختى آن ترا فروگرفته است از بهر چيست ؟ گفت : بارخدايا سوگ من بزرگ است و گناه من مرا احاطه كرده است ، از ديار ملكوت كردگار خويش بيرون رانده شدم ، و پس از كرامت در خانهء زبونى قرار گرفتم و پس از نيكبختى در خانهء بدبختى و پس از فراخى و آسايش در خانه رنج و زحمت و پس از عافيت در خانهء بلا و پس از آرامش و آسايش در خانه كوچ و نيستى و پس از زندگى جاودانه در خانه نابودى و پس از زينهارى در خانه فريب درافتادم ، در اين حال چگونه بر خطاى خود نگريم و چرا بر خويشتن اندوهگين نباشم ، و بارخدايا چگونه براى من ممكن است كه اين سوگ و گرفتارى را جبران كنم . خداوند متعال فرمود : مگر من ترا براى خويش برنگزيدم و ترا در خانهء خويش جاى ندادم و از همه آفريدگان خود ترا به كرامت خويش ويژه نكردم ، و مگر محبت خويش را بر تو نيفكندم و ترا از خشم خويش برحذر نداشتم ، مگر ترا به دست خويش نيافريدم و از روح خود در تو ندميدم و فرشتگانم را بر سجده كردن به تو وانداشتم ؟ مگر تو در بهترين جايگاه بهشت من
--> ( 2 ) . عبد المنعم بن ادريس يمانى از افسانهسرايان و غير قابل اعتماد است ، ذهبى مىگويد : بر وهب بن منبه دروغ مىبسته است به سال 228 در بغداد درگذشته است . به شماره 5270 ميزان الاعتدال ذهبى مراجعه فرماييد . وهب بن منبّه : او هم از افسانه سرايانى است كه در سالهاى آخر حكومت عثمان متولد شده است و به سال 114 درگذشته است و از كتابهاى اسرائيلى فراوان نقل كرده است . به شماره 9433 ميزان الاعتدال ذهبى مراجعه شود .